تبلیغات
انجمن وکیل الشعرا - اشعار بانو مریم : 2
تاریخ: جمعه 24 آذر 1396 05:49 ب.ظ
  دیگر از پس تو برنمی آیم

سپر انداخته ام

ما در جنگی نابرابریم

گفته بودند در جنگ حلوا پخش نمی کنند

پس این لب ها

و آن شهد ناب ِ نگاهت

چیست اگر حلوا نیست


جنگ نابرابر
دیگر از پس تو برنمی آیم

سپر انداخته ام

ما در جنگی نابرابریم

گفته بودند در جنگ حلوا پخش نمی کنند

پس این لب ها

و آن شهد ناب ِ نگاهت

چیست اگر حلوا نیست

تو سراپا نقض قانون بشری

فرشته ی من

و این با عنوان
سنگ تراش

سنگ تراش دیوانه ای شده ام

که از روی ِ عکس ِ صورتت

، تنها چیزی که از تو برایم مانده است ،

هزار قطعه ساخته ام

هر بار یک قطعه را در آغوش می گیرم

گاهی که چشم هایم بغض می کند لب های تو با من است

صدها تکه از لب های تو دارم

وقت بغض هایم ، آن تکه با من است که می گفت : مریمم ، من با توام ، تنهایت نمی گذارم

گاهی که می خندم ، چشم های تو روی لب هایم بوسه می زند

صدها قطعه از چشم های تو دارم

هرکدام مال ِ حالتی ست

وقتی که غم داشتی

وقتی که مریمت بودم

وقتی که شادیت کودکانه بود

وقت قهر کردنت

وقت آن دعواهای خواستنیِ

گاهی که در خیالم با خیال ِ تو تنهایم

تمام قطعه های تو با من است

تمام ِ تو

تمام ِ تو
با این همه ، تو ،

چه کس یارای بودنش خواهد بود
موضوع: مریم،

ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :