تبلیغات
انجمن وکیل الشعرا - اشعار جناب آقای پوریا قلی پور
تاریخ: یکشنبه 27 اسفند 1396 07:02 ب.ظ
به خیال خام ام که دیگر بهار شد  

چقدر زود قصر رویاهایم آوار شد

ندانستم چه شد که عاشقت شدم

یک لحظه بود که دلم گرفتار شد

تقدیرم بی تو بی قراری بود و بس 

با تو هم حتی این دل بی قرار شد

تو پایِ ماندن نداشتی و نماندی  

بیچاره دلم که باز چشم انتظار شد

تو انگار سهمِ من نبودی؛ می دانم 

روزگارم بی تو بد جور تیره و تار شد

از که شکایت کنم؛ از تو یا خودم؟

یک درد من با وجودت هزار شد

می بخشم تو را؛ به خاطر آرامشم

برو که دنیایم با تو به رویم هوار شد


 

موضوع: پوریا قلی پور،

ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :