تبلیغات
انجمن وکیل الشعرا - شعر درد های مادرم از بانو مینا رسولی
تاریخ: یکشنبه 27 اسفند 1396 06:10 ب.ظ
حالا که چمدان به دست عزم رفتن کرده ای,

قدری صبر کن ...

خواهشی از تو دارم ...

اگر چمدانت جا دارد ...

اگر توانایی حمل حجم زیادی از دردها را داری,

درد های مادرم و غم غصه هایش را جان بهارت در چمدانت بگذار برو ...

دردهایش مرا که هیچ ,بهارت را هم پر از خزان خواهد کرد...

بهارت هم چون من در دردهایش خواهد سوخت ...


دردهایی به وسعت 365روز و شب.

جان بهارت جمدانت را بردار و برو ...

موضوع: مینا رسولی،

ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :