تبلیغات
انجمن وکیل الشعرا - شعر مادر از بانو مینا رسولی
 
انجمن وکیل الشعرا
نگاهت از سحر تا به شب می کنم
نگاهت را باز نگاهی و تب می کنم
چشمانت را به چشمانم قاب می کنم
دنیا را دگر پس از آن خواب می کنم


نگاهت از سحر تا به شب می کنم
نگاهت را باز نگاهی و تب می کنم
چشمانت را به چشمانم قاب می کنم
دنیا را دگر پس از آن خواب می کنم
می نوشم شراب از دو چشمت ، مست می کنم
من به فدایت همه ام را ، هر چه هست می کنم
یک به یک با واژه ها سجده به نامت می کنم
با هر نفس با هر صدا بوسه به پایت می کنم
هر جا که باشم هر جا که باشم باز صدایت می کنم
واژه مادرم را تکرار و هر دم یادت می کنم 
دوستت دارم ها را یک به یک به صف می کنم
گر چه در عمل نه ولی در حرف می کنم
به تو گرفتارم و اما تو را جان به لب می کنم
جمله ی دوستت دارم مادر را حک بر لب می کنم
گرچه خوب و بدم را می بخشی مادر می دانم
اما تو مادری ، مادری می دانی ، مادر می دانم


نوع مطلب : مینا رسولی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 18 اسفند 1396 09:13 ب.ظ
یک به یک با واژه ها سجده به نامت می کنم
بسیار زیبـــااا
--- ---سپاس از شما آبجی عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی