تبلیغات
انجمن وکیل الشعرا - آثار استاد فرهیخته رضا زمانیان قوژدی : 1
تاریخ: پنجشنبه 21 دی 1396 11:31 ق.ظ
یک مرد سالخورده، غریبانه ، بی پناه
تنها نشسته بود ،  زمانی کنار راه

در سایه ی درخت جوانی که پیر شد
از ترس ضربه های تبر های بی گناه

باری ، گناه ضربه به دوش تبر نبود
بی دسته ضربه های تبر کارگر  نبود

وقتی که دید دست خودش را بر گردنش
راهی بغیر ناله و آه از جگر نبود

این داستان گرچه شنیدی هزار بار
یک بار هم نبسته ای این پند را به کار

خود را ز شر دشمن اگر حفظ می کنی
از شر دوست نیز دو چندان نگاه دار


ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :